پورتال سازمانی

پرتال سازمانی

پورتال هوشمند

چهارشنبه, 29 خرداد 1398

فهرست اصلی


تاریخ سیاهکل

شهر سیاهکل کانون شهرستانی است به همین نام در خاور سپیدرود در استان گیلان. شهرستان سیاهکل در خود دو شهر سیاهکل و دیلمان و 247 روستا را در دو بخش مرکزی و دیلمان و پنج دهستان توتکی و مالفجان و خرارود و دیلمان و پیرکوه جای داده است.

شهرستان سیاهکل که میان 27 درجه و 11 دقیقه تا 36 درجه و 41 دقیقه پهنای شمالی استوا و 49 درجه و 44 دقیقه و 51 درجه و 10 دقیقه از نیم­سازه­ی گرینویچ است، بیش­ترینه­ی گستره­اش کوه و کوه­پایه است و پاره­ای از آن در شمال باختری جلگه­ای.

کم­ارتفاع­ترین جای شهرستان سیاهکل در شمال خاوری شهر سیاهکل در روستای سپردان از دهستان مالفجان با 53 متری بلندی از رویه­ی آب دریاهای آزاد و بلندترین جای آن در باختر روستای چشناسر در مرز میان شهرستان­های سیاهکل و رودبار با 2011 متر است.  بلندی شهر  سیاهکل از رویه­ی دریا 72 متر است.

 بودن شهرستان سیاهکل در جلگه و کوه­پایه و کوه، آب و هوای آن را چند گونه نموده است.  آب و هوای پاره­ی جلگه­ای و کوه­پایه­ای تا بلندی میان 750 تا 900 متر مدیترانه­ای است و از 900 متر به بالا سرد جنگلی  به گونه­ای که در بسیاری از روزهای گرم و شرجی تابستان در شهر سیاهکل، روستاهای دیلمان خشک و خنک هستند.

شهرستان سياهكل از جنوب به شهرستان رودبار، از باختر به شهرستان رشت، از شمال به شهرستان لاهيجان و از خاور به شهرستان­هاي لاهيجان و، لنگرود و املش و رودسر مرزمند است.

شهرستان سياهكل گستره­ای برابر با 1060 كيلومتر مربع دارد و در ميان شش شهرستانی که در گیلان خاوری هستند با داشتن با داشتن 1/25% از گستره­ی گیلان خاوری دارای دومین گستردگي در این پاره از گیلان است.

این شهرستان پاره­ای از سرزمین دیرین و نام­آور دیلم است که سده­هایی چند میان دو رود سپیدرود و شیرود برپا بود و همه­ی پاره­ی خاوری گیلان و پاره­ای از باختر مازندران را در خود داشت و باشندگانش سال­ها و دهه­ها و سده­هایی چند در برابر هر تازشگری ایستادند و ناوابستگی خود به هر بیگانه­ای را پاس داشتند.

دیلم دو سده در برابر تازیان تازشگر ایستاد و خود و پناه آوردگان به خود را پاس داشت و آن گاه که پذیرفت پذیرای اسلام گردد، پذیرنده­ی باور شیعیان رهیده از ستم دربار عباسی شد. تشیع با ایستادگی رُسته در دیلم و دل­بستگی به نمایش توانش درآمیخت و پا به میدان تاریخ نهاد و مردان شکوه­مندی چون کاکوان و زیاریان و بویهیان را به تاریخ شناساند.

این سه خاندان برخاستگان از سرزمین جلگه­ای نشسته بر میان کاکوه و کرانه­ی خاوری سپیدرود بودند، جایی که امروز پاره­های جلگه­ای سیاهکل در آنند.  کاکوان از کو­پایه­ی باختری کاکوه و زیاریان از کرانه­ی خاوری سپیدرود و بویهیان از پهنه­ی کرانه­ای شیم­رود در پای کاکوه در جایی که امروز روستای لیش در آن است و طبری آن جا را کیاکولیش خوانده است.

در سه سـده­ی نخست پس از اسـلام چه بسیار مردم که به این دیار آمدند و چه بسیار که رفتند. پژوهش­گران بلوچ­های باشنده­ی جنوب خاوری ایران و زازاها (دیلمک­های) باشنده­ی پیرامون دریاچه­ی وان در ترکیه را کوچندگانی از این دیار به آن سرزمین­ها می­دانند.

ترک آمد و بر دیلم دست نیافت و مغول تاخت و چیره شد و چپاولی کرد و رفت و در پی آن دیلم به دو پاره­ی کوهستانی دیلمان و اشکور و چند پاره­ی جلگه­ای بخش شد. از پاره­های پدید آمده دو پاره­ی گوکه و خرارود در شهرستان سیاهکل امروز بودند. گوکه در دست کیاییان بود و خرارود زیر فرمان کوشیجان.

با فرو افتادن کیاییان به دست شاه عباس صفوی و پیوستن گیلان به ایران زیر فرمان صفویان شماری چند از طایفه­های کُرد برای یبرهم­ریزی ساختار اجتماعی ستیزه­گر این دیار به سرزمین­های کوهستانی گیلان کوچانده شدند و بسیاری از آنان در مرز امروزی میان شهرستان­های رودبار و سیاهکل جای داده شدند. پس از فروافتی صفویان دربار زند نیز برای پا نهادن به میدان توان­مندی و به زیر فرمان آوردن باشندگان دیلمان شماری چند از طایفه­های لُر را به دیلمان کوچاند و در روستاهای جنوب باختری دیلمان جای داد و در همان زمانه شماری چند از بختیاری­های دور شده از دیارسان به بلندای مرز میان رودبار و دیلمان آمدند. در نیمه­ی دوم سده­ی دوازدهم هجری دیلمان گردهم­آمدن­گاه گالش­ها و کُردها و لُرها و بختیاری­ها و شماری اندک از تالش­ها و گیلک­ها شده بود. کسانی که ستیزه­ای برای چیرگی بر این دیار را آغازیدند. محمدخان بیگ گرداننده­ی کارهای کوچندگان بختیاری یکی از دختران خود را به حاج صادق فرمان­روای لاهیجان و دختر دیگر خود را به رهبر  استاجانلوهای کُرد باشنده­ی جنوب دیلمان به همسری داد و توانست با پدیدآری پیوند میان بختیاری­ها و کُردها و فرمان­روایان پهنه­ی جلگه­ای لاهیجان جایگاه خود را توان بخشد.

پس از محمدخان بیگ پسرش محمدرضاخان بیگ، که بر باباکوه فرمان می­راند، به آقامحمدخان قاجار پیوست و در راندن و از میان برداشتن هدایت­الله خان فومنی به او کمک کرد. برآیند این یاری واگذاری فرمان­روایی گیلان به محمدرضاخان بیگ برای چند سال از سوی آقامحمدخان قاجار به او و آغاز دوران توان­مندی این خاندان شد.

با آغاز دوران پادشاهی فتح­علی شاه قاجار و گسترش دربار قاجار و توان یافتن وابستگان به آن لنگرود از آن خاندان منجمی و لاهیجان و پاره­ی جلگه­ای امروز شهرستان سیاهکل از آن خاندانی شد که بر آن حاج صادق فرمان می­راند.  حاج صادق، که خواهر محمدرضاخان همسر او بود، فرمان­روایی بر دیلمان به محمدرضاخان داد و پهنه­ی زیبای امروزی روستای اسپیلی را به او واگذاشت و محمدرضاخان بیگ به اسپیلی آمده و آن را کانون توان­مندی خود ساخت. محمدرضاخان خواهر دیگر خود را به همسری رهبر طایفه­ی کُرد استاجانلو در آورد و از توان آنان نیز افزایش توان خود ساخت.

با آغـاز جنگ­های ایـران و روسیـه محمدرضاخان بیگ سپاهی از جنگ­آوران دیلمانی پدید آورد و این سپاه دلیری­هایی در آن جنگ­ها نمودند و هر چند برآیند آن جنگ­ها شکست ایران بود ولی یاری­های دیلمانی­ها سبب افزایش توان محمدرضاخان بیگ و گسترش سرزمین زیر فرمانش شد و پاره­هایی از سرزمین­های کوه­پایه­ای امروز شهرستان سیاهکل نیز به او واگذار شد.

به روزگار پادشاهی محمدشاه قاجار، محمدعلی خان امین دیوان فرمان­روای لاهیجان برای بهره­گیری از توان کوهستان­نشینان پاره­هایی از زمین­های جلگه­ای زیر فرمان خود را به بازماندگان محمدرضاخان بیگ فروخت و پسران محمدرضاخان کم­کم خود را به پاره­های جلگه­ای خریداری شده رساندند.

در روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، ابوالفتح خان پسر ابوالقاسم خان و نوه­ی محمدرضاخان بیگ بر گستره­ی زیر فرمان خود در جلگه افزود و خود را به کناره­ی شهر امروزی سیاهکل رساند و پس از چندی پسرش حبیب­الله خان مشیرالممالک زمین­های میان سه آبادی کدوبنک و برفجان و کلِسر در دو سوی رودی به نام شهرجوب را که امروز از میان شهر سیاهکل می­گذرد از مجمدعلی­خان امین دیوان خرید و با ساختن خانه­ای در کرانه­ی خاوری این رود نخستین سنگ بنای شهر سیاهکل امروز را نهاد.  در سند نوشته شده برای خرید آن زمین­ها از زمین­های دو سوی شهرجوب با نام سی­کل یاد شده. « سی » در زبان دیلمی به صخره­ی پر شیب گفته می­شود و « کل » به آبادی و از آن روست که معنی این نام آبادی کنار صخره­ی پر شیب است. 

حبیب­الله خان پس از چندی برای آباد ساختن سی­کل زمین­های کرانه­ی باختری شهرجوب را برای ساختن بازار وقف نمود و گرمابه­ای بزرگ در آن زمین­ها ساخت و کم­کم سی­کل همه­ی پهنه­ی میان سه روستای کدوبنک و برفجان و کلسر را در خود گرفُت و شهری شد که چون زیر فرمان فرمان­روای سی­کل بود بر آن­ها نیز این نام نهاده شد.

پس از مرگ حبیب­الله خان پسرش محمدخان بر جای پدر نشست و لقب مشیرالممالک را که پیش­تر از سوی دربار ناصرالدین شاه به پدر او داده شده بود، دریافت داشت. محمدخان مشیرالممالک مردی روشن­اندیش بود و با برپایی جنبش مردم برای دست­یابی به مشروطه به جنبش مردم پیوست و پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای­ملی و برپایی دگرباره­ی جنبش مردم برای بازپس گرداندن مشروطیت به محمدولی­خان تنکابنی پیوست و با شماری فراوان از مردم سیاهکل و دیلمان به هم­راه سپاه فراهم شده از مردم گیلان راهی فتح تهران شد.

در روزگار خودکامگی خُرد ـ میان به توپ بسته شدن مجلس و بازگشایی دگرباره­ی آن ـ جنبشی به پشتیبانی از خودکامگی خُرد از سوی میرزا محمدحسین منتصرالوزاره و آقا میرزا احمد مجتهد در برابر گرایش­های مشروطه­خواهانه­ی محمدخان مشیرالممالک در دیلمان برپا شد که برآیندش پیروزی محمدخان مشیرالممالک در سرکوب آن بود.

محمدخان مشیرالممالک در سال­های برپایی جنبش جنگل به میرزا کوچک خان پیوست و برگ­های تاریخ یادهای شکوه­مندی از  دلاوری­های او و دیگر باشندگان سیاهکل در آن جنبش دارند. نبرد کاکوه میان شماری از دلیرمردان جنگل به فرماندهی احسان­الله­خان و قزاق­ها دربردارنده­ی ماجراهایی است و تلاش حیدرخان برای گذراندن میرزا موچک و شماری از یارانش از بلوردکان املش به سوی سپیدرود از پهنه­ی کوهستانی دیلمان، نیز در خود ماجراهایی دارد.

با پایان یافتن جنبش جنگل، در سال­های پسین دوران فرمان­روایی قاجارها سیاهکل شاهد برپایی هیاهویی برپا شده از سوی حیدرخان بود و در میانه­ی آن هیاهویی برپا شده از سوی حاج قاسم.  سرانجام هر دو هیاهو فروکوبی آن­ها از سوی فرستادگان رضاخان سردارسپه و به دار آویخته شدن حیدرخان و حاج قاسم شد.

رویداده­ی دیگری که در تاریخ سیاهکل نمایی دارد، درگیری میان دل­بستگان به سازمان چریک­های فدایی خلق و دولت در 19 بهمن سال 1349 است. رویداده­ای که با دست­گیر هادی بنده­خدای لنگرودی در روستای شبخوس­لات و برده شدنش به ژاندارمری سیاهکل آغاز و با تازش نیروهای امنیتی برای دست­گیری و سرکوب آن­ها پی گرفته شد و سرانجام به گریز آن­ها از سیاهکل و دست­گیری­شان در تهران پایان یافت.

 سیاهکل در گرماگرم برپاخاستن مردم برای برپا کردن انقلاب نمایشی توان­مند داشت و در سال­های ایستادگی مردم ایران در برابر تازش ارتش عراق به خاک ایران از همه­ی توان خود برای یاری دادن به نیروی جنگی بهره جست و 220 تن از باشندگان این دیار در جنگ شهید گشتند.

سیاهکل که تا سال 1376 بخشی از شهرستان لاهیجان به شمار می­رفت در آن سال تبدیل به شهرستان شد.

 

 

 



DOURAN Portal V4.0.0.0

V4.0.0.0